تفسیر آزاد ) ........................
----------------------------------------------------

متن زیبایی از " پابلو نرودا " ... چندین بار خوندمش...

اگه حتی قبلا خوندینش بازهم بخونین... لطفا.


وقتي 15 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم

صورتت از شرم قرمز شد و سرت رو به زير انداختي و لبخند زدي

وقتي که 20 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم

سرت رو روي شونه هام گذاشتي و دستم رو تو دستات گرفتي

انگار از اين که منو از دست بدي وحشت داشتي

وقتي که 25 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم

صبحانه مو آماده کردي وبرام آوردي پيشونيم رو بوسيدي

گفتي بهتره عجله کني ، داره ديرت مي شه

وقتي 30 سالت شد و من بهت گفتم دوستت دارم

بهم گفتي اگه راستي راستي دوستم داري

بعد از کارت زود بيا خونه

وقتي 40 ساله شدي و من بهت گفتم که دوستت دارم

تو داشتي ميز شام رو تميز مي کردي

و گفتي : باشه عزيزم ولي الان وقت اينه که بري

تو درسها به بچه مون کمک کني

وقتي که 50 سالت شد و من بهت گفتم که دوستت دارم

تو همونجور که بافتني مي بافتي

بهم نگاه کردي و خنديدي

وقتي 60 سالت شد بهت گفتم که چقدر دوستت دارم و تو به من لبخند زدي

وقتي که 70 ساله شدي و من بهت گفتم دوستت دارم

در حالي که روي صندلي راحتيمون نشسته بوديم

من نامه هاي عاشقانه ات رو که 50 سال پيش براي من نوشته بودي

رو مي خوندم و دستامون تو دست هم بود

وقتي که 80 سالت شد ، اين تو بودي که گفتي که من رو دوست داري

نتونستم چيزي بگم فقط اشک در چشمام جمع شد

اون روز بهترين روز زندگي من بود ، چون تو هم گفتي که منو دوست داري.


به کسي که دوستش داري بگو که چقدر بهش علاقه داري

و چقدر در زندگي براش ارزش قائل هستي

چون زماني که از دستش بدي

مهم نيست که چقدر بلند فرياد بزني

اون ديگر صدايت را نخواهد شنيد...


----------------------------------------------------

بعدا نوشت ) امروز (دوم مرداد) سالروز درگذشت شاملوی بزرگ و عزیزه...

یادش گرامی....

ای دوری ات آزمون تـلـخِ زنـده بـه گـوری!



----------------------------------------------------