اگه زندگی عذابه، یه حباب روی آبه ،من به گریه هام میخندم ...

حس نوشت )
احساس رقابت ، احساس حقارت است.
بگذار که هزار تیرانداز به روی یک پرنده تیر بیندازند.
من از آن که دو انگشت بر او باشد انگشت برمی دارم.
رقیب ، یک آزمایشگر حقیر بیشنر نیست.
بگذار آنچه از دست رفتنی است از دست برود.
پ.ن ) این جمله ی زنده یاد نادر ابراهیمی عزیزم رو از وقتی که یادم میاد
همیشه توی ذهنم داشتم و جزی از وجودم شده...
هرگز اهلِ رقابت نبوده و نیستم...حس حقارت بهم دست میده...
من معتقدم اگه کسی عشق رو درک کرد دیگه نبایست رقیبی بسازه...
که اگه ساخت پس عشقش واقعی نیست... و بهتره که اصلا نباشه.
دل تنگ نوشت )
بعضی وقت ها، کار از دلتنگی می گذره.
اونقدر دل، تنگ و کوچیک میشه که انگار اصلا وجود نداره. بی دل میشی.
پ.ن) اینروزا عجیب بی دلم.
های لایت )
دانلود آهنگ " قصه ی من " با صدای آسمانی زنده یاد بانو هایده.
مثل باد سرد پاییز
غم لعنتی به من زد
حتی باغبون نفهمید
که چه آفتی به من زد
رگ و ریشه هام سیاه شد
تو تنم جوونه خشکید
اما این دل صبورم
به غم زمونه خندید
آسمون مست جنونی
آسمون تشنه خونی
آسمون مست گناهی
آسمون چه رو سیاهی
اگه زندگی عذابه
یه حباب روی آبه
من به گریه ها میخندم
میگم این همش یه خوابه
مثل باد سرد پاییز
غم لعنتی به من زد
حتی باغبون نفهمید
که چه آفتی به من زد
آسمون تو مرگ عشقو
توی یاخته هام نوشتی
این یه غمنامه تلخه
که تو سر تا پام نوشتی
من به لحظه شکستم
اگه نزدیک اگه دورم
از ترحم تو بیزار
من خودم سنگ صبورم
آسمون تیشه ات شکسته
من دیگه رو پام میمونم
منو از تنم بگیری
تو ترانه هام میمونم
اگه زندگی عذابه
یه حباب روی آبه
من به گریه ها میخندم
میگم این همش یه خوابه
مثل باد سرد پاییز
غم لعنتی به من زد
حتی باغبون نفهمید
که چه آفتی به من زد
آسمون تیشه ات شکسته
من دیگه رو پام میمونم
منو از تنم بگیری
تو ترانه هام میمونم


عذاب می کشم